دریا در من
موج اگر می دانست که ساحل دستش را نمی گیرد هیچ گاه برای رسیدن نفس نفس نمی زد
صدای او اعتبارم می بخشید و لحظه های نشیب را که اعتمادم به یاد می آورم افرای افراشته ای را ، به یاد می آورم مادرم را . . . در روز مادر، عهد می بندیم که حرفی از اهانت و کم حرمتی به ساحت والایش روا نداریم و با بوسه بر دست و بازویش، نشان دهیم که ارزش گذار واهمه ها و دغدغه هایش هستیم. با او اوج می گیریم و به اندوخته جایزه های الهی او، روزاروز، افزون می کنیم. به یاد می آوریم سخن امام سجاد علیه السلام را در حق شناسی او که فرمود: «حق مادرت بر تو این است که بدانی او تو را در جایی حمل کرده است که هیچ کس دیگری را حمل نمی کند و از میوه دلش آن به تو داد که هیچ کس به دیگری نمی دهد». آنان که شمارش گر پیش کش های مُنعمند، بدانند که از نیکویی به مادر، فریضه ای عظیم تر نیست. روی پرچم ستایش مادر، یک آیه قرآن نوشته است: «و وصینا الانسان بوالدیه احساناً». تازه حکمت بازی های کودکانه را میفهمم من هم با او گریستم ... هر دو یک درد مشترک داشتیم... پ ن:این روزا فکرم خیلی آشفته است.خدایامگه دوسم نداری؟ قلب تو قرمز نیست... باید سیاهش کنم!!! نه تو می آیی و نه او گرم می ماند ... چه گناهی دارد سماوری که داغ دیده است؟ آنها که لب گشودند خورده شدند... آنها که لال مانده اند میشکنند.... دندانساز راست میگفت: پسته لال ، سکوتش دندان شکن است. ( حسین پناهی) اندکی نمک به رویش ،نوازشش کرده٫دوباره بر سرجایش میگذارم... از قول من به آن لعنتــــــــــی بگویید: من دیوانه هنوز به خنجرش هم وفـــــــــــاد ارم... انتهاي دريا را بركه ها نميفهمند... تو برای من ، \"من\" بودی... اما من برای تو ، فقط \"تو\" بودم!!! با من بمـان... پ ن: دل من پشت سرت كاسه آبى شد و ريخت كى شود پيش قدمهاى تو اسپند شوم خواهش میکنم ، بی حوصلگی هایم را ببخش ... بدخلقی هایم را فراموش کن... بی اعتنایی هایم را جدی نگیر... در عوض من هم تو را می بخشم که مسبب همه ی اینهایی!!! پ ن:مخاطب خاص داره یکنفر در هـمین نزدیکــی ها دستانت حلقه میزنند به دور کمرم… این تنها (پرانتز) دوست داشتنی زندگی من است مي دانم فردا استاد چشمانش را ريز خواهد کرد و با نگاهي خيره خواهد پرسيد: کجا بودي که درس نخواندي؟! چه طور به او بگويم که آخر، دل تو هم جايي در دنياست؟ ! پ.ن:مخاطب خاص داره...
از تمام سکوتهای خودم...
از زن بودنم...
ازمردبودنت...
خسته ام از تمام بودنم...
زووووووو...
تمرین این روزهای نفس گیر بود!!!
شیفتـه ی آن بوسه ی
هول هولـکی ام
کــه
دیرت شده اما
از خیـرَش نمی گـُذری ..!!!
آدم ها...

خنجرخیانتی راکه در پشتم فرو رفته در می آورم ،
میبوسمش٫صیقلی عاشقانه...
" خیالش تخت" 
پس ببخش اگر گاهی گم ميكنم نشانیت را...
آنها که رفتنشان را طـاقت آوردم ...
تـو نبودند!!!
چــيزی به وسعت یک زنــدگی برایت جا گذاشته است
خیالـــت راحت باشد
آرام چشمهایت را ببــند
یکنفر برای همه نگرانـــــی هایت بیــدار است
یکنفر که از همه زیبایی های دنیــا
تـنهـا تـــو را بـــــاور دارد


